7 دی 93
سلام به شیطونکای مامان ....
پسرای گلم تو این مدته خیلی کارای بامزه و حرفا و کلمه های شیرین یاد گرفتید , نمیدونید چقد از اینکه شما مال مایید خوشحالیم
اول و مهم ترین چیز اینکه از بابت امیر علی خیالمون راحت شد و شکر خدا همه چیم خوب تموم شد
دومین اتفاق مهم هم اینکه آخرای اردیبهشت از پسونک گرفتمتون و راحت شدم ( شمام راحت از خیرش گذشتید و این پروژه کلا 2 روزز طول کشید و تو این دو رزم 2 بار بیشتر بهانشو نگرفتید ) ...
ماشالله عین طوطی هرچیزی میگیم پشت سر تکرار میکنید و اسم همه چیو تقریبا میدونید ...
تو این مدت تقریبا هرروز بردیمتون پارک یا بیرون خلاصه و دیگه تا میرسیم سر کوچه پارک خودتون مسیرشو بلدید منمیشینم و میرید بازی خودتون ....
عاشق نقاشی هستید و میگید نقاشی آی نقاشی ....
عزیزای دلم ازخصوصیات خوبتون اونی که خیلی دوستش دارم اینه که خیلی منطقی هستید و اگر راجع به چیزی که میخواید یا بگید براتون توضیح بدم میگید باشه مامام دون ....
س و ش رو خیلی قشنگ میگید و واضح صحبن میکنید تقریبا ....
خودتون شلوارتونو بلد شدید دربییارید و بپوشید و بلیز هم دراوردنشو بلد شدید و برای پوشیدنش فقط یقشو من تنتون میکنم
یه چند وقتی استخر ابی تونو توی بالکن گذاشته بودم و هر روز صبح بلافاصله بعدازبیدارشدن میرفتید اب بازی تا 1...2 ساعت و همونجا صبحانه میخوردید ولی چندروزه سردتر شده هوا و میگید یخه لباااااس بپو........ ….
خیلی دوستون دارم ..... خییییییییییلی .... با شما خودمو یادم رفته دیگه پسرا
عکس کوچیکتریاتونو که میبینم دلم تنگ میشه واسه اونموقع هاتون .... و خداروشکر میکنم که دارید 2 ساله میشید وو من از الن که تقریبا1 ماه به تولدتون مونده دارم کاراشو میکنم !!!!
پسرای عزیزم راسته که میگن بچه که بیاد روزها سریعتر میگذره و آدم گذر زمانو سریع تر حس میکنه !!!
تنتون سالم و خدا همیشه یارتون باشه
قدر روزهای خوبمون رو میدونیم و خدارو شاکریم واسه تمام نعمتهاش و حکمتهاش
بعدا نوشتم :
امروز 7 دی 1393
مارو ببخشید پسرای گلم . دایی مامان فوت .رد و نشد براتون تولد بگیریم.آتلیه رفتیم و یه تولد کوچولو و خانوادگی گرفتیم
یه سفر شمال رفتیم که خیلی بهتون خوش گذشت و کلی تو محوطه و پارکش بازی کردید.
آقاااااااااا شدید و از دیدنتون لذت دنیا رو میبرم
یه همسایه جدید برامون اومده که هرروز کارتون شده رفت و امد و بازی باپسرشون مهیار که از شما 2 ماه کوچیکتره.
هر سوالی ازتون میگرسیم با بله جواب مبدبد
با تلفن خیلی خوشگل حرف میزنید
یهروز در میون میگید بریم دوش بگیریم
با اسبتون حرکات نمایشی انجام میدید و ما که میخندیم کیف میکنید
موقع غذا خوردن با گوشیه من بازی میکنید
از محرم به این ور هر جی تو دستتونه مثل زنجیر میزنید و میکید حسین حسین
هرجای خونه هستم میگید مامان جون کجارپتی
از همه میپرسید ماشین داری؟ موتور داری؟پیاده اومدی؟
ماشین من و باباو اقاجون ودایی هاتونو میشناسید و تو خیابونم ماشینی شبیهش باشه معرفی میکنید
شبا موقع خواب میکید خاموش کنم و تلویزیون و چراغارو خاموش میکنید
تو حموم خودتون عین مردا دئش میگیرید ...
سوالاتمو با بللللله مامانی جون جواب میدید
تا 5 میشمارید و تا 10 به کمک من
این چیه هم که روزی 1000 بار میپرسید با اینکه خودتون میدونید چیه گاهی ...
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خلاصه عاشقونیم 
فرهنگ لغات
قمه قمه ........... کمربند
نشیدم......................نشستم
بینیمم ..............ببینم
شبالک ............لواشک
کاسالکه .......................کالسکه
2 ابرو ............. نقاشی بکشم
بقیه چیزارم درست میگید
خیلی دوستون داریم
خدا حفظتون کنه که همه زندگی مایید


7 دی 93 
